-سر در قزوین نوشته پشت گرمیه شما باعث دلگرمیه ماست!
-رشتیه زنش میمیره میره سر قبر زنش به زنش میگه: عزیزم این اولین شبیه که میدونم کجا خوابیدی.
-قزوینیه میمیره روحش تو سوراخه لایه ی ازون گیر میکنه.
-شباهت لر و پارک هر دوتاشون تاب دارن ...
-شباهت لر و لامپ دور هر دوشون پشه جم میشه...
-ترکه از جلو گاوه رد میشه گاوه میگه مااااااااااااااااا. ترکه میگه ماااااااا بیشتررررررررررر!!!
-به رشتیه میگن کدوم بچتو بیشتر دوست داری! میگه چارومیه چون سیده!!!!
- ترکه به باباش میگه: بابا پنکه سقفیمون سوخت! باباش میگه بایدم بسوزه!! ۱۵ نفره زیرش میخوابید.
-به ترکه میگن یه پیامبر بگو میگه:سوج . میگن سوج که پیامبر نیست!! میگه: خودم پشت یه اتوبوس دیدم نوشته ( یاسوج)
-یه بار ترکه مشروب میخوره شنگول میشه گرگه میخورتش!!
-یه پشه عرق میخوره میره کارخونه ی پیف پافو میریزه به هم.
-ترکه از بم میاد بهش میگن دلخراشترین صحنه ای که دیدی چی بود؟؟میگه: داشتم یه کودکو خاک میکردم هی میگفت عمو من زنده ام.
-به ترکه میگن چرا زن نمیگیری .؟؟ میگه کی زنشو میده به من.
-تو اردبیل به مناسبت میلاد حضرت علی به کسانی که اسمشون میلاد بود جاییزه دادن.
-ترکه ۲سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام
-به ترکه میگن اذون بگه میگه والا چی بگم همه چیز از یه نگاه شروع شد.
-یه ترکه پیشه دوست دخترش میگوزه بد میگه ای بابا همش sms میدن.
-به ترکه آب میدن جای مشروب مست میکنه عربده میکشه میگن بابا آب بود میگه دیگه دیر شده منو گرفته.
-ترکه به آخونده میگه میشه با کفش نماز خوند آخونده, میگه نه. ترکه میگه حاج آقا من خوندم شد.
-ترکه میره پمپ بنزین . یارو میگه معمولی میخوای یا سوپر- میگه معمولی خانواده باهامن.
-دو تا میخ میرن تو آب زنگ میزنن بعد فرار میکنن.
-اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه اگر عاشق باشی کسی نمی فهمه فقط کافیه بگوزی تا همه بفهمن.
-ماموره سر شماری میره در خونه ی رشتیه زنه درو باز میکنه .ماموره میگه شما چند نفرید ؟؟ میگه من مشکلی ندارم شما چند نفرید؟؟
-یه آبادانی میره ویدیو کلوپ شناسنامه نداشته عینک ریبونشو میزاره گرو.
-جاسم جوهر خودکارش تموم شد ترک تحصیل کرد.
-یه رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته!!
-یه سوسکه مست میشه میره تو حیات میگه: ریدم تو دهنه هر چی دمپایی!!
-ترکه زنش یه پسر کور دنیا میاره اسمشو میزاره حیدر مریمزاده.
- ازرائیل میره سراغ قزوینیه بهش میگه وصیعت کردی؟ میگه آره زیره فرشه!
-به ترکه میگن برو ببین راهنما ماشین کار میکنه . ترکه رفت جلو گفت : آره ، نه . آره ، نه
-به عربه میگن یه پیامبر نام ببر که با حیوانات صحبت میکرد . میگه : حضرت تارزان.
-لره در و پنجره ساز بوده میره خاستگاری. میپرسن: دوماد چیکارس؟ میگن: ویندوز نصب میکنه
- ستاد اقامه ی نمازه قزوین اعلام کرد: برای پر شکوهتر شدن نماز جمعه ی این هفته نماز جمعه با ۱۲ رکوع و ۱۴ سجده برگذار میگردد!!
-ترکه میره کارواش میگن پس ماشینت کو؟ میگه: راه نزدیک بود پیاده اومدم!
-تو نمار جمعه ی قزوین نفر آخر رو برق میگیره امام جمعه میمیره!!
-به مرغه میگن چرا تخم نمی زاری میگه آخه هنوز نامزدیم!!
-کره خره به باباش میگه چرا همه حیوونا سرشونو میگیرن بالا راه میرن اما ما سرمون همیشه پایینه . باباش میگه : آخه ترک ها برا ما آبرو نگذاشتن!!
-ترکه یه دختره خشکل تو تهران میبینه میگه: ببخشید دوست دختر که میگن شمایید؟؟؟
-زن رشتیه وضع حمل میکنه رشتیه میگه: عزیزم بهت تبریک میگم . مادر شدی!! زنش میگه ممنون. امیدوارم توهم یه روزی پدر بشی!!
-یه روز یه ترک رو میبرن کلانتری میگه چرا منو اوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟؟؟؟؟؟؟
-یه ترکه میره امام زاده میبینه شلوغه . داد میزنه میگه : اهای شلوغ نکنید . پارسال هم شلوغ کردن حاجت ها با هم قاتی شد من حامله شدم!!
- آقا من اومدم خودم رو بیمه کنم.بسیار خب در مقابل چه حوادثی می خواهید خودتون رو بیمه کنید؟در مقابل مادرزنم...!!!!
_روزی یه نفر که زبونش می گرفته میره دم دکه سیگارفروشی و میگه:آآآقا بببخشید سیسیگار دارین؟صاحب دکه میگه: نه, نننننداریم.همون موقع یه نفر دیگه میاد و میپرسه آقا سیگار دارین؟صاحب دکه میگه: نه آقا نداریم.مرد اولی ناراحت میشه و یقه فروشنده رو میگیره و میگه:آآآقا دددمت گرم, حاحالا ددیگه ااادای منو دددر میاری؟صاحب دکه میگه: نه نه جوجون تو ااادای اواونو دددر می آآآآوردم!!!!!
_مردی رفیقش رو بعد از مدتها می بینه و در مورد کار و بارش سئوال میکنه.رفیقش بالکنت زبون جواب میده:والله ما یییک کاکاکارخونه زدیم ولی بعد از یکماه آآآتیش گرفت, و ههههمه اش سوخت.بعد رفتیم تو خخخرید بوبوبورس بعد از یه یه یه یه هفهفته ۵ میلیون توتوتومن ضضضرر کردم, مرد به رفیقش میگه:با اینهمه ضرر خوبه که سکته نکردی؟رفیقش جواب میده: پپپس فکککر کردی دارم ااادای عمه ات رو دددر میارم؟؟؟!!!!
_دو نفر بهم میرسند. اولی: از علی چه خبر؟علی مرد. چه جوری؟ تریلی رفت رو انگشتش.ولی آخه اینکه نباید منجر به مرگ بشه؟ آخه وقتی تریلی روی انگشتش رفت, انگشتش توی دماغش بود...!!!
-به یه ترکه کارت تلفن میدن . کارت رو پرس میکنه.
-پسره به باباش میگه:بابا میخوام برم دانشگاه نظرت چیه؟باباهه میگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نمیشه برو.
-به یکی میگن :نظرت درباره نوشابه چیه؟میگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولی حیف برق نداره
-به یکی میگن:نظرت درباره خلیج فارس چیه؟میگه:خیلی خوبه ولی باید اسفالت بشه.
-یه روز یه نفر زنگ میزنه مخابرات می گه : آقا ببخشید , شما شماره اکبر آقا رو دارید .تلفنچی میگه : نه. مرد میگه : پس لطفا یادداشت کنید
-به آبادانیه خبر میدن که بابات مرده، می گه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی
-یارو می خواسته خرگوش بگیره می ره پشت درخت صدا هویج در میاره
-یارو می ره تو یک قهوهخونه، به قهوهچی می گه: داش حال می کنی یک جک عربی بگم؟! قهوهچیه می گه: ببین ولک، من خودم عربم، این یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز می خوای جک عربی تعریف کنی؟! یارو می گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!
-یک روز پلنگ صورتی میره سر خاکه باباش میگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
-غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمیزدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای غضنفرمیگذاره که: منو فردا ساعت ۶ بیدار کن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا میشه، میبینه غضنفر براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه!
-به یارو می گن با مردان آنجلس جمله بساز میگه دسشویی مردا نه آنجلس..........
-گرگه میره دم در خونه شنگول و منگول میگه منم منم مادرتون زود باشین در رو باز کنین. شنگول میگه غلط کردی ما آیفون تصویری داریم.
-یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودتو نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کونوم
-یه روزی غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازی میکنه جو زده میشه بچشو میخوره
-یه روز یزدیا میان تهرون ، به تهرونیا می گن: شما چرا از ما یزدیا جک نمی سازین و فقط جک هاتون از غضنفر و قوچعلی یه؟تهرونیا می گن : شما هم باید یه سوتی بدین ، بعدا برا شما هم جک می سازیم.خلاصه بعد از مدتی یزدیا میان تهرون می گن: آقا بیایین یزد ، ما وسط کویر سد زدیم. تهرونیا میرن یزد که سد رو ببینن و از یزدیا جک بسازن. میرن وسط کویر ، می بینن بله، یه سد وسط کویره ، یهو نگاه می کنن ، می بینن بالای سد غضنفر و قوچعلی نشستن دارن ماهی می گیرن!!
-یه اصفهونی موز میخوره، معدش تعجب میکنه.
-یه کوره می ره آشپزخونه، دستش می خوره به رنده، می گه: این چرت و پرت ها چیه این جا نوشتن!
-یه دفعه یه پسره داشته راه میرفته میخوره زمین هواااااااااا میره نمیدونی تا کجاااااااا میره
-یه بچه خوشگله ریش بزی میذاره ، گرگه میاد میخورتش
-یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
-دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی میکردند ، دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم ، اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شدم !
-گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه ، مامانشون میگه بیا تو بچه ها نیستن
-به آسمون نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دریا نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دشت های سبز نگاه میکنم تو رو میبینم و حتی وقتی به قلبم نگاه میکنم تو رو میبینم ... بابا بیا برو اونطرف بگذار یه چیز بهتر ببینیم
-این هم یه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :
آخر یه روز تیک میگیری ، لباسهای شیک میگیری ، بابات را میکنی کچل ، تا بینی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ میزنی ، عینک رنگ رنگ میزنی ، این دل و اون دل میزنی ، هی به موهات ژل میزنی ، جنس لباسات تریکو ، موزیک فقط از انریکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، میشینی پشت موتوری ، تو خیالت خیلی تکی ، فکر میکنی با نمکی ، خوشی با این تیپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟
-زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجیب باشه یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه2 - خانه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه 4 -مثل ماه بمونه یعنی شبها بیاد و صبح بره خونه باباش5- باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه
-یه بار یه بچه از باباش میپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی میرفتین ماه عسل من هم بودم ، بابائه میگه آره عزیزم تو هم بودی ... رفتنی پیش من بودی ، برگشتنی پیش مامانت
-غضنفر میره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر میشه
-از یه لره میپرسن تو شما آدم مشهور هم هست میگه آره .... سوفیا لُره ! ، الیزابت تای لُر ، لُر و هاردی .... یه ماده شیمیائی هم هست که اختراع خودمونه بهش میگن کلُر
-یه دفعه پلیس ( بامشاد ) را میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ..... بامشاد میگه باید با اینها جمله بسازم
-خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه: اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه: هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه. معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه: خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه : بپرس. پسره میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه: خوب معلومه، سومی! بچهه میگه: نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد.
-غضنفر قله اورست رو فتح میکنه ، خبرنگارها جمع میشن و ازش می پرسند : آقا رمز موفقیت شما چی بود خشایاره میگه : والله آقا من این چیزها حالیم نیست ، اگه بازم بهم بار بخوره میارم این بالا
- ببین خانوم, تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده میکنند, ولی زنها از سی هزار کلمه. دیدی ثابت شد شما زنها بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ - هیچ هم همچین چیزی نیست. فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره! -بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در آورده چیه؟ بذارین شوهرتون مال اون بمونه!
-وقی خدا مرد رو آفرید داشت تمرین میکرد!
-فرق یک مرد با یک گربه چیه؟ یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه و براش مهم نیست که کی بهش غذا میده, اون یکی یه حیوان ملوس خانگیه.
-عشق چیست؟
شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق یعنی همین! " شاگرد پرسید: " پس ازدواج چیست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج هم یعنی همین!!
- وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟هیچی, باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده!
گفتم: دوستت دارم .
گفتی: خفه شو.
گفتم: برات میمیرم
گفتی: خفه شو .
گفتم: بدون تو هیچم .
گفتی: خفه شو .
گفتم: میخوام بگیرمت!
گفتی : راست میگی ؟
گفتم : خفه شو!!!
-یه هواپیما تو قبرستون غضنفر اینا سقوط میکنه، فردا رادیو شون میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومه شهر سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!!!
-یکی میمیره بهش میگن انتخاب کن جهنم ایرانیها رو میخوای یا اروپایی ها. میگه ای ول ما که تو دنیا نرفتیم اروپا. بذار حالا ببینیم اونجا چه خبره. بعد از یه مدت یه روز یکی از دوستاشو میبینه باهاش صحبت می کنه دوستش می پرسه: خوب تو جهنم اروپاییها چه خبر؟ طرف یه آه میکشه میگه بابا! پدرمون در اومد، سر وقت عذاب ، سر وقت آتیش و .... شما تو جهنم ایرانیها چه کار میکنید؟ دوستش با خوشحالی میگه: نمی دونی اینا چه حالی میده. یه روز آتیش نداریم، یه روز مامور شکنجه در می یاد. یه روز قیر هست قیف نیست، یه روز قیف هست قیر نیست...!
-غضنفر میمیره جکها همه تموم میشه.
-یه تهرانی میره مکه پرده کعبه رو میگیره توبه میکنه که خدا من توبه میکنم دیگه برای ترک ها جوک نمی سازم من رو ببخش بعد از اون ور یه ترکه میاد میگه ببخشید آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهرانی میگه: خدا ببین خودش گیر میده.
-ترکه میره تو دل طبیعت هضم میشه.
- یه روز یه قورباغه قرص اکس میخوره ، کرال میره!
- کرم ابریشم قرص ایکس می خوره پلیور می دوزه!
- غضنفر وایستاده بود کنار خیابون و به یک دژبان ارتش نگاه میکرد. بهش گفت: ببخشید! شما سرهنگ هستی؟ دژبان گفت: نه. غضنفر رفت و ده دقیقه به مرد خیره شد و اومد و دوباره پرسید: شما مطمئنی که سرهنگ نیستی؟ دژبان گفت: نه، سرهنگ نیستم. این ماجرا چندبار تکرار شد، بالاخره دژبان خسته شد و در مقابل سوأل غضنفر که پرسیده بود شما سرهنگ هستی؟ گفت: آره داداش! من سرهنگ هستم. غضنفر گفت: پس چرا لباس دژبانها رو پوشیدی؟ میدونی جرمه؟
-غضنفر میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!
- غضنفر تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، غضنفر میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
-ترکه با یکی دعواش میشه .بعد از کلی حرف زدن طرف میگه :گیر عجب خری افتادیما ٬ ترکه میگه :خودت گیر عجب خری افتادیا....
-ترکه به بم رفت و جایی را نشان داد و گفت : اینجا را بکنید که زنی با کودکش در اینجا مدفون شده اند. چنین کردند و زن و کودکی دیدند. باز گفت فلانجا را بکنید و خلاصه بعد از چند دقیقه آلمانها گفتند : خوب شما که اینو داشتین چرا به ما گفتین سگ بیاریم؟
-ترکه باباش میمیره تو هفتش میبینه خیلی جمعیت میاد. چهلمش بلیط میفروشه
-ترکه داشته شیر می خورده یهو له میشه.... چرا؟ گاوه خسته میشه.. میشینه
|