tondar
  
 بیا تو فکر نکن
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
موضوع بندی

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386

 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386

مهمترین بابا »
سه تا پسر با هم کل گذاشته بودند ، اولی میگه : بابای من مهمترین آدم مملکته . دوتای دیگه میپرسن : مگه بابات چیکارس ؟ میگه : بابای من رئیس ‌جمهوره . هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضاء کنه . دومی میگه : برو بابا حال نداری . بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه ! اولیه میگه : مگه بابات چیکارس ؟ پسره میگه : بابای من نماینده مجلسه . تا بابای من رای نده ، عمری قانونای بابای تو تصویب بشن . سومی برمیگرده میگه : باباهای شما جلوی بابای من هیچی نیستن ! اون دو تا میپرسن : مگه بابات چیکارس ؟ پسره میگه : بابای من پاسبونه . جلوی خیابون وامیسته ، پونصد تومن میگیره ، میشاشه به قانون باباهای هردوتون


 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386

-ترکه پدرش دچار سوختگی شد و مجبور شد مغازه رو تعطیل کنه و از پدرش پرستاری کنه پشت در مغازه می نویسه مغازه تا یک هفته تعطیله به علت پدر سوختگی.

-ترکه از جهنم میره دم در بهشت میگه: یه کاسه یخ بدین.بهش میگن برو دنبال کارت جهنمی! اون هم میگه:باشه ولی فردا صبح دنبال آب جوش نیاین.

یه ترکه داروی آنتی بیوتیکشو سر وقت نمیخوره ازش میپرسن چرا ?میگه میخوام میکروبها رو غافلگیر کنم.-

-ترکه میره چلو کبابی گارسون میاد میگه: چی میل دارین ترکه میگه: یه پرس چلو کباب گارسونه میگه با کمال میل ترکه میگه : نه با سماغ و دوغ.

-یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه ترکه میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه

-یه ترکه و یه تهرانیه ویه رشتی رو میخاستن اعدام کنن میگن با گیوتین بمیرید یا تیربار بشید یا اعدام با دار شید تهرانیه میگه با گیوتین سرش رو میزارن رو گیوتین تا میرسه به گردنش وای میسته آزادش میکنن رشتیه میگه منو تیر بارون کنید می خواستن تیر بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش میکنن ترکه میگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنید.

جمله سازی

 

 به ترکه میگن: با «لجن» جمله بساز. میگه: نمیدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟

 

به ترکه میگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ میگه: من 3 تا دختر دارم یکی از یکی لوس‌تر


به ترکه میگن: با «مایلی کهن» جمله بساز، میگه: مایلی کهنتو عوض کنم؟!


به ترکه میگن با ریلکس جمله بساز.میگه:رفتیم باغ وحش با گوریل عکس گرفتیم

-بازرس رفته بود شادگان تا از مدرسه عرب ها بازدید کنه.  یکی از شاگرد ها رو صدا کرد و گفت یک سوال می پرسم تا سطح علمی: تو رو بدونم.بگو ببینم کی درِ قلعه ی خیبر رو شکست؟ عبود میزنه زیر گریه و میگه:آقا به خدا کار ما نیست.بازرس عصبانی میشه و میره پیش معلم و موضوع رو تعریف میکنه.معلمه که اسمش جاسم بوده میگه:من فکر نکنم کار اون باشه آخه اون بچه ی خوبیه.بازرس که کلافه شده بود میره پیشه مدیر و ههمه چی رو تعریف میکنه.مدیر خر هم میگه:اشکالی نداره شما بگید چقدر خرج داره خودم میدم

-ترکه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع می‌کنه دویدن طرف تماشاچیا. ترکه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: ‌بابا خجالت بکش! این فیلمه. ترکه میگه: زن! من و تو می‌دونیم فیلمه، گاوه که نمی‌دونه.!

-ترکه میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!

-زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتی جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟

-مرد: قسم می‌خوری که منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم

-دو دیوانه با هم گفتگو می‌کردند. اولی: اگر گفتی فرق کلاغ چیه؟ دومی: خوب معلومه! این بالش از اون بالش مساوی‌تره

به ترکه میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه:‌ کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد

 


 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386
جوک

مسابقة دومیدانی
غضنفر رفته بود تماشای مسابقة دومیدانی . وسط مسابقه از بغل دستیش می پرسه : ببخشید ، اینا واسه چی دارن میدون ؟! یارو میگه : برای اینکه به نفر اول جایزه میدن . غضنفر کمی فکر می کنه ، می پرسه : پس بقیشون واسه چی دارن میدون ؟!

آسانسور
غضنفر سوار آسانسور میشه ، می بینه نوشته ‌: ظرفیت 12 نفر . باخودش میگه : عجب بدبختیه‌ها ! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم ؟!

 
جام جهانی
از غضنفر می پرسن : به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره ، به کره و چین هم حمله کُنه تکلیف ایران چی میشه ؟ غضنفر میگه : چی میشه نداره که ، ایران میره جام جهانی !

 
تعداد بچه
از غضنفر می پرسن : چند تا بچه داری ؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده ، میگه : 3 تا ! مردم تعجب میکنن ، میگن : بابا اینا که 4 تاست ؟ غضنفر انگشت کوچیکشو نشون میده ، میگه : این بچة همسایمونه ، ولی همیشه خونة ماست !

تعداد بچه
از غضنفر میپرسن چندتا بچه داری ؟ انگشت کوچیکشو نشون میده ، میگه : هفت تا ! مردم تعجب میکنن ، میگن : بابا این که فقط یکیه ! میگه : آخه دادم mp3ش کردن !

شکنجة روحی
می خواستن غضنفر رو شکنجه روحی بدن ، می فرستنش تو یک اتاق گرد ، میگن برو یک گوشه بشین !

ساندویچ فروشی
غضنفر بعد از بیست سال از آمریکا برمی گرده ایران و یک ساندویچ فروشی میزنه . یارو میاد میگه : قربون دستت ، یک ساندویچ سوسیس بده . غضنفر که هنوز خوب از حال و هوای غرب درنیومده بود ، می پرسه : ''تو گو'' بدم ؟ یارو شاکی میشه ، میگه : نه مرتیکه ، تو نون بده !

معما

به غضنفر میگن یه معما بگو .‌ میگه : اون چیه که درازه ،‌ زرده ، موزه ؟!

مسابقة بیست سوالی

غضنفر میره مسابقه بیست سوالی ، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که : جواب برج ایفله ، فقط تو زود نگو که ضایع شه . خلاصه مسابقه شروع میشه ، غضنفر میپرسه : تو جیب جا میگیره ؟ میگن : نه . غضنفر میگه : ...ها ! پس حتماٌ برج ایفله !

 
مسابقة بیست سوالی
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی . رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که جواب خیاره ، فقط تو زود نگو که ضایع شه . خلاصه مسابقه شروع میشه ، غضنفر میپرسه : تو جیب جا میگیره ؟ میگن : نه . غضنفر میگه : بابا این عجب خیار گنده ‌ایه !
 
بنفش »
از غضنفر میپرسن بنفش چه رنگیه ؟ میگه : قرمز دیدی ؟! آبیش !

 !

 حکومت نظامی »
حکومت نظامی بود ، سروانه به غضنفر میگه که تو اینجا کشیک بده ، از هفت شب به بعد هر کسی رو تو خیابون دیدی در جا بزنش . حرفش که تموم میشه ، تا میاد بره سوار ماشینش بشه ، میبینه صدای گلوله اومد . برمیگرده میبینه غضنفر زده یک بدبختی رو کشته ! داد میزنه : احمق ! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر میگه : قربان این یه آدرسی پرسید که ، عمراً تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد !

قطار »
غضنفر و دوستاش رفته بودن ایستگاه راه‌آهن . تا میرسن ، یهو قطار حرکت میکنه . اینا هم میدون دنبال قطار . حالا ندو کی بدو ! خلاصه بعد از هزار بدبختی ، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه ، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه . خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو ایستگاه ، یک بابایی بهش میگه : آقا جان چرا اینقدر خودتونو خسته کردید ؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه ، وامیستادید با اون میرفتید . غضنفر نفس زنان میگه : منم نمیدونم ! والله من فقط قرار بود برم ، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم !!

 
میلة اتوبوس »
غضنفر سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس ، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتند . میگه : ولش کنین ببینم چی میگه !

سقوط

»غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون می‌پره پایین . به طبقه پنجاهم که میرسه میگه : خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت !

 
بچة دوقلو »
زنِ غضنفر دو قلو میزاد ،‌ غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه ،‌ به یارو میگه :‌ حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم !

معمای عجیب »

به غضنفر میگن یک معما بگو . میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو ؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه . میگه : نمیدونم ، حالا بگو چیه ؟ غضنفر میگه : بخاری ! یارو کَف می‌کنه ، میگه : باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌کنه ؟ غضنفر میگه : بخاری خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت


 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386
مرگ مادر غضنفر

- مادر غضنفر میمیره، ازش دلیلشو میپرسند میگه: داشت پشت بوم لباس پهن می کرد پاش سرخورد افتاد
میگن : پس به خاطر سقوط از ارتفاع مرد؟
میگه: نه! بعدش خورد به لبه پشت بوم دیوار پشت بوم ریخت.
میگن: پس به خاطر همین مُرد؟
میگه: نه! بعدش افتاد رو کانال کولر همه رو درب و داغون کرد.
میگن پس سرش ضربه خورد مرد؟
میگه: نه بعدش افتاد رو بالکن بالکن خونه رو هم خراب کرد
میگن:پس اونجا مرد؟
میگه: نه! دیگه دیدم دارم خونه خراب میشم خودم با تفنگ زدمش!!!!


 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386
گفتم

 

گفتم دل و جان در سرو کارت کردم

 

هر چیز که داشتم نثارت کردم

 

گفت تو که باشی که کنی یا نکنی

 

آن من بودم که بی قرارت کردم


 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386
سر جلسه ی خواستگاری

سر جلسه خواستگاری... بعد از نیم ساعت سکوت!

مادر داماد: ببخشین، کبریت دارین؟

خانواده عروس: کبریت؟! کبریت برای چی؟!

مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بکشه...

خانواده عروس: پس داماد سیگاریه...؟!

مادر داماد: سیگاری که نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سیگار می‌چسبه...

خانواده عروس: پس الکلی هم هست...؟!

مادر داماد: الکلی که نه... والا قمار بازی کرد، باخت! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره...

خانواده عروس: پس قمارم بازی می‌کنه...؟!

مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...

خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!

مادر داماد: زندان که نه... والا معتاد بوده، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...

خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!

مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...

خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

..... نتیجه اخلاقی: همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین! 


 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386
عکس بچگی بازیگران

 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386

گفتم تو شیرین منی                

               

 

 

گفتم تو شیرین منی                  گفتی تو فرهادی مگر؟؟

گفتم خرابت میشوم                   گفتی تو ابادی مگر؟

گفتم ندادی دل به من                 گفتی تو جان دادی مگر؟

گفتم ز کویت میروم                     گفتی تو آزادی مگر؟

گفتم فراموشم نکن                     گفتی تو در یادی مگر؟

گفتم خاموشم سالها                   گفتی تو فریادی مگر؟

گفتم که بربادم مده                     گفتی نبر بادی مگر؟؟

گفتم که این متن رو بخون             گفتی که الافم مگر؟


 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386

کامپیوترها دخترند

 

.فقط خالقشون از منطقشون سر در میاره!

.فقط خودشون زبون خودشون رو می فهمن!

.اگه یه کسی پا بندشون بشه باید هرچی پول داره براشون لوازم جانبی بخره!

.اگه یکم صبر می کردی یکی بهترش گیرت می اومد!

خدائیش اگه دروغ میگم بگو دروغ میگی


 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386

Love:

 

 

 

Lake of sorrow (دریاچه ی غم)

Ocean of tears (اقیانوس اشک)

Valley of death (دره مرگ)

End of life (آخر زندگی)!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میدونی لذت زیر بارون بودن چیه؟          اینه که کسی اشکهات رو نمی بینه!

 

 

 

 


 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386
عاشقانه
-زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی و خارهایش واقعی است .

-چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن ندارد.

-زندگی کتابی است پرماجرا ، هیچگاه آنرا به خاطر یک ورقش دور مینداز.

-هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور ''قلبش '' می گذارد نه دور سرش.

-آنکه از ما بالاتر است ما را بدبخت می داند ، آن که از ما پائین تر است ما را خوشبخت تصور می کند ، اما هر دو در اشتباهند ، زیرا ما گاهی خوشبختیم و گاهی بدبخت : بدبختی ما در آن ایامی است که به نقایص زندگی خود توجه داریم و خوشبختی ما در لحظات کوتاهی است که به نعمتهای زندگی خود نظر می اندازیم .

-دوای همه دردها نیکی است ، به شرط آنکه ندانند شما نیکید وگرنه نخواهند گذاشت نیک بمانید .

-بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته کفشی که لگدمالش می‌کند را هم خوش بو می‌کند

-وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت به

انتظار آمدنش نشستم وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا

دوست داشتم وقتی اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد

شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن....

-صدا کن مرا که صدایت زیباترین نوای عالم است
صدا کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین میدهد
صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای مرا
نشسته ام تا شاید صدایم کنی
صدایم کنی ومحبت بی دریقت را نثارم کنی.

 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386

سلام

اگه عکس از هر خوانندهای خواستید تو بخش نظرات برام بنویسید و آدرس ایمیل خودتونو بذارین تا واستون بفرستم


 
جمعه 10 فروردین ماه سال 1386
جوک وپیام کو تاه(2)

-سر در قزوین نوشته پشت گرمیه شما باعث دلگرمیه ماست!

-رشتیه زنش میمیره میره سر قبر زنش به زنش میگه: عزیزم این اولین شبیه که میدونم کجا خوابیدی.

-قزوینیه میمیره روحش تو سوراخه لایه ی ازون گیر میکنه.

-شباهت لر و  پارک هر دوتاشون تاب دارن ...

-شباهت لر و لامپ دور هر دوشون پشه جم میشه...

-ترکه از جلو گاوه رد میشه گاوه میگه مااااااااااااااااا. ترکه میگه ماااااااا بیشتررررررررررر!!!

-به رشتیه میگن کدوم بچتو بیشتر دوست داری! میگه چارومیه چون سیده!!!!

- ترکه به باباش میگه: بابا پنکه سقفیمون سوخت! باباش میگه بایدم بسوزه!! ۱۵ نفره زیرش میخوابید.

-به ترکه میگن یه پیامبر بگو میگه:سوج . میگن سوج که پیامبر نیست!! میگه: خودم پشت یه اتوبوس دیدم نوشته ( یاسوج)

-یه بار ترکه مشروب میخوره شنگول میشه  گرگه میخورتش!!

-یه پشه عرق میخوره میره کارخونه ی پیف پافو میریزه به هم.

 

-ترکه از بم میاد بهش میگن دلخراشترین صحنه ای که دیدی چی بود؟؟میگه: داشتم یه کودکو خاک میکردم هی میگفت عمو  من زنده ام.

-به ترکه میگن چرا زن نمیگیری .؟؟ میگه کی زنشو میده به من.

-تو اردبیل به مناسبت میلاد حضرت علی به کسانی که اسمشون میلاد بود جاییزه دادن.

 

-ترکه ۲سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام

-به ترکه میگن اذون بگه میگه والا چی بگم همه چیز از یه نگاه شروع شد.

-یه ترکه پیشه دوست دخترش میگوزه بد میگه ای بابا همش sms میدن.

-به ترکه آب میدن جای مشروب مست میکنه عربده میکشه میگن بابا آب بود میگه دیگه دیر شده منو گرفته.

-ترکه به آخونده میگه میشه با کفش نماز خوند آخونده, میگه نه. ترکه میگه حاج آقا من خوندم شد.

-ترکه میره پمپ بنزین . یارو میگه معمولی میخوای یا سوپر- میگه معمولی خانواده باهامن.

-دو تا میخ میرن تو آب زنگ میزنن بعد فرار میکنن.

-اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه اگر عاشق باشی کسی نمی فهمه فقط کافیه بگوزی تا همه بفهمن.

-ماموره سر شماری میره در خونه ی رشتیه زنه درو باز میکنه .ماموره میگه  شما چند نفرید ؟؟ میگه من مشکلی ندارم شما چند نفرید؟؟

-یه آبادانی میره ویدیو کلوپ شناسنامه نداشته عینک ریبونشو میزاره گرو.

 

-جاسم جوهر خودکارش تموم شد ترک تحصیل کرد.

-یه رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته!!

-یه سوسکه مست میشه میره تو حیات میگه: ریدم تو دهنه هر چی دمپایی!!

-ترکه زنش یه پسر کور دنیا میاره اسمشو میزاره حیدر مریمزاده.

- ازرائیل میره سراغ قزوینیه بهش میگه وصیعت کردی؟ میگه آره زیره فرشه!

-به ترکه میگن برو  ببین راهنما ماشین کار میکنه . ترکه رفت جلو گفت : آره ، نه . آره ، نه

-به عربه میگن یه پیامبر نام ببر که با حیوانات صحبت میکرد . میگه : حضرت تارزان.

-لره در و پنجره ساز بوده میره خاستگاری. میپرسن: دوماد چیکارس؟  میگن: ویندوز نصب میکنه

- ستاد اقامه ی نمازه قزوین اعلام کرد: برای پر شکوهتر شدن نماز جمعه ی این هفته نماز جمعه با ۱۲ رکوع و ۱۴ سجده برگذار میگردد!!

-ترکه میره کارواش میگن پس ماشینت کو؟ میگه: راه نزدیک بود پیاده اومدم!

-تو نمار جمعه ی قزوین نفر آخر رو برق میگیره امام جمعه میمیره!!

-به مرغه میگن چرا تخم نمی زاری میگه آخه هنوز نامزدیم!!

-کره خره به باباش میگه چرا همه حیوونا سرشونو میگیرن بالا راه میرن اما ما سرمون همیشه پایینه . باباش میگه : آخه ترک ها برا ما آبرو نگذاشتن!!

-ترکه یه دختره خشکل تو تهران میبینه میگه: ببخشید دوست دختر که میگن شمایید؟؟؟

-زن رشتیه وضع حمل میکنه رشتیه میگه: عزیزم بهت تبریک میگم . مادر شدی!! زنش میگه ممنون. امیدوارم توهم یه روزی پدر بشی!!

-یه روز یه ترک رو میبرن کلانتری میگه چرا منو اوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟؟؟؟؟؟؟

-یه ترکه میره امام زاده میبینه شلوغه . داد میزنه میگه : اهای شلوغ نکنید . پارسال هم شلوغ کردن حاجت ها با  هم قاتی شد من حامله شدم!!

- آقا من اومدم خودم رو بیمه کنم.بسیار خب در مقابل چه حوادثی می خواهید خودتون رو بیمه کنید؟در مقابل مادرزنم...!!!!

_روزی یه نفر که زبونش می گرفته میره دم دکه سیگارفروشی و میگه:آآآقا بببخشید سیسیگار دارین؟صاحب دکه میگه: نه, نننننداریم.همون موقع یه نفر دیگه میاد و میپرسه آقا سیگار دارین؟صاحب دکه میگه: نه آقا نداریم.مرد اولی ناراحت میشه و یقه فروشنده رو میگیره و میگه:آآآقا دددمت گرم, حاحالا ددیگه ااادای منو دددر میاری؟صاحب دکه میگه: نه نه جوجون تو ااادای اواونو دددر می آآآآوردم!!!!!

_مردی رفیقش رو بعد از مدتها می بینه و در مورد کار و بارش سئوال میکنه.رفیقش بالکنت زبون جواب میده:والله ما یییک کاکاکارخونه زدیم ولی بعد از یکماه آآآتیش گرفت, و ههههمه اش سوخت.بعد رفتیم تو خخخرید بوبوبورس بعد از یه یه یه یه هفهفته ۵ میلیون توتوتومن ضضضرر کردم, مرد به رفیقش میگه:با اینهمه ضرر خوبه که سکته نکردی؟رفیقش جواب میده: پپپس فکککر کردی دارم ااادای عمه ات رو دددر میارم؟؟؟!!!!

_دو نفر بهم میرسند. اولی: از علی چه خبر؟علی مرد. چه جوری؟  تریلی رفت رو انگشتش.ولی آخه اینکه نباید منجر به مرگ بشه؟ آخه وقتی تریلی روی انگشتش رفت, انگشتش توی دماغش بود...!!!

-به یه ترکه کارت تلفن میدن . کارت رو پرس میکنه.

-پسره به باباش میگه:بابا میخوام برم دانشگاه نظرت چیه؟باباهه میگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نمیشه برو.

-به یکی میگن :نظرت درباره نوشابه چیه؟میگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولی حیف برق نداره

-به یکی میگن:نظرت درباره خلیج فارس چیه؟میگه:خیلی خوبه ولی باید اسفالت بشه.

-یه روز یه نفر زنگ میزنه مخابرات می گه : آقا ببخشید , شما شماره اکبر آقا رو دارید .تلفنچی میگه : نه. مرد میگه : پس لطفا یادداشت کنید

-به آبادانیه خبر میدن که بابات مرده، می گه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی

-یارو می خواسته خرگوش بگیره می ره پشت درخت صدا هویج در میاره

-یارو می ره تو یک قهوه‌خونه، به قهوه‌چی می گه: داش حال می کنی یک جک عربی بگم؟! قهوه‌چیه می گه: ببین ولک، من خودم عربم، این یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز می خوای جک عربی تعریف کنی؟! یارو می گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!

-یک روز پلنگ صورتی میره سر خاکه باباش میگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام

-غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای غضنفرمی‌گذاره که: منو فردا ساعت ۶ بیدار کن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا میشه، ‌می‌بینه غضنفر براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه!

-به یارو می گن با مردان آنجلس جمله بساز میگه دسشویی مردا نه آنجلس..........

-گرگه میره دم در خونه شنگول و منگول میگه منم منم مادرتون زود باشین در رو باز کنین. شنگول میگه غلط کردی ما آیفون تصویری داریم.

-یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودتو نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کونوم

-یه روزی غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازی میکنه جو زده میشه بچشو میخوره

-یه روز یزدیا میان تهرون ، به تهرونیا می گن: شما چرا از ما یزدیا جک نمی سازین و فقط جک هاتون از غضنفر و قوچعلی یه؟تهرونیا می گن : شما هم باید یه سوتی بدین ، بعدا برا شما هم جک می سازیم.خلاصه بعد از مدتی یزدیا میان تهرون می گن: آقا بیایین یزد ، ما وسط کویر سد زدیم. تهرونیا میرن یزد که سد رو ببینن و از یزدیا جک بسازن. میرن وسط کویر ، می بینن بله، یه سد وسط کویره ، یهو نگاه می کنن ، می بینن بالای سد غضنفر و قوچعلی نشستن دارن ماهی می گیرن!!

-یه اصفهونی موز میخوره، معدش تعجب میکنه.

-یه کوره می ره آشپزخونه، دستش می خوره به رنده، می گه: این چرت و پرت ها چیه این جا نوشتن!

-یه دفعه یه پسره داشته راه میرفته میخوره زمین هواااااااااا میره نمیدونی تا کجاااااااا میره

-یه بچه خوشگله ریش بزی میذاره ، گرگه میاد میخورتش

-یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

-دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی میکردند ، دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم ، اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شدم !

-گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه ، مامانشون میگه بیا تو بچه ها نیستن

-به آسمون نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دریا نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دشت های سبز نگاه میکنم تو رو میبینم و حتی وقتی به قلبم نگاه میکنم تو رو میبینم ... بابا بیا برو اونطرف بگذار یه چیز بهتر ببینیم

-این هم یه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر یه روز تیک میگیری ، لباسهای شیک میگیری ، بابات را میکنی کچل ، تا بینی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ میزنی ، عینک رنگ رنگ میزنی ، این دل و اون دل میزنی ، هی به موهات ژل میزنی ، جنس لباسات تریکو ، موزیک فقط از انریکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، میشینی پشت موتوری ، تو خیالت خیلی تکی ، فکر میکنی با نمکی ، خوشی با این تیپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟

-زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجیب باشه یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه2 - خانه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه 4 -مثل ماه بمونه یعنی شبها بیاد و صبح بره خونه باباش5- باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

-یه بار یه بچه از باباش میپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی میرفتین ماه عسل من هم بودم ، بابائه میگه آره عزیزم تو هم بودی ... رفتنی پیش من بودی ، برگشتنی پیش مامانت

-غضنفر میره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر میشه

-از یه لره میپرسن تو شما آدم مشهور هم هست میگه آره .... سوفیا لُره ! ، الیزابت تای لُر ، لُر و هاردی .... یه ماده شیمیائی هم هست که اختراع خودمونه بهش میگن کلُر

-یه دفعه پلیس ( بامشاد ) را میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ..... بامشاد میگه باید با اینها جمله بسازم

-خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه:‌ اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه:‌ هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه.‌ معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه:‌ خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه :‌ بپرس. پسره‌ میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، ‌دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه:‌ خوب معلومه،‌ سومی! بچهه میگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد.

-غضنفر قله اورست رو فتح میکنه ، خبرنگارها جمع میشن و ازش می پرسند : آقا رمز موفقیت شما چی بود
خشایاره میگه : والله آقا من این چیزها حالیم نیست ، اگه بازم بهم بار بخوره میارم این بالا

- ببین خانوم, تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده میکنند, ولی زنها از سی هزار کلمه. دیدی ثابت شد شما زنها بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟
- هیچ هم همچین چیزی نیست. فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره!

 
-بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در آورده چیه؟
بذارین شوهرتون مال اون بمونه!

-وقی خدا مرد رو آفرید داشت تمرین میکرد!

-فرق یک مرد با یک گربه چیه؟ یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه و براش مهم نیست که کی بهش غذا میده, اون یکی یه حیوان ملوس خانگیه.

-عشق چیست؟

شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق یعنی همین! " شاگرد پرسید: " پس ازدواج چیست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج هم یعنی همین!!

- وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟هیچی, باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده!

گفتم: دوستت دارم .

گفتی: خفه شو.

گفتم: برات میمیرم

گفتی: خفه شو .

گفتم: بدون تو هیچم .

گفتی: خفه شو .

گفتم: میخوام بگیرمت!

گفتی : راست میگی ؟

گفتم : خفه شو!!!

-یه هواپیما تو قبرستون غضنفر اینا سقوط میکنه، فردا رادیو شون میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومه شهر سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!!!

-یکی میمیره بهش میگن انتخاب کن جهنم ایرانیها رو میخوای یا اروپایی ها. میگه ای ول ما که تو دنیا نرفتیم اروپا. بذار حالا ببینیم اونجا چه خبره. بعد از یه مدت یه روز یکی از دوستاشو میبینه باهاش صحبت می کنه دوستش می پرسه: خوب تو جهنم اروپاییها چه خبر؟ طرف یه آه میکشه میگه بابا! پدرمون در اومد، سر وقت عذاب ، سر وقت آتیش و .... شما تو جهنم ایرانیها چه کار میکنید؟ دوستش با خوشحالی میگه: نمی دونی اینا چه حالی میده. یه روز آتیش نداریم، یه روز مامور شکنجه در می یاد. یه روز قیر هست قیف نیست، یه روز قیف هست قیر نیست...!

-غضنفر میمیره جکها همه تموم میشه.

-یه تهرانی میره مکه پرده کعبه رو میگیره توبه میکنه که خدا من توبه میکنم دیگه برای ترک ها جوک نمی سازم من رو ببخش بعد از اون ور یه ترکه میاد میگه ببخشید آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهرانی میگه: خدا ببین خودش گیر میده.

-ترکه میره تو دل طبیعت هضم میشه.

-
یه روز یه قورباغه قرص اکس میخوره ، کرال میره!

-
کرم ابریشم قرص ایکس می خوره پلیور می دوزه!

-
غضنفر وایستاده بود کنار خیابون و به یک دژبان ارتش نگاه می‏کرد. بهش گفت: ببخشید! شما سرهنگ هستی؟ دژبان گفت: نه. غضنفر رفت و ده دقیقه به مرد خیره شد و اومد و دوباره پرسید: شما مطمئنی که سرهنگ نیستی؟ دژبان گفت: نه، سرهنگ نیستم. این ماجرا چندبار تکرار شد، بالاخره دژبان خسته شد و در مقابل سوأل غضنفر که پرسیده بود شما سرهنگ هستی؟ گفت: آره داداش! من سرهنگ هستم. غضنفر گفت: پس چرا لباس دژبان‏ها رو پوشیدی؟ می‏دونی جرمه؟

-
غضنفر میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!

-
غضنفر تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، غضنفر میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!

-ترکه با یکی دعواش میشه .بعد از کلی حرف زدن طرف میگه :گیر عجب خری افتادیما ٬ ترکه میگه :خودت گیر عجب خری افتادیا....

-ترکه به بم رفت و جایی را نشان داد و گفت : اینجا را بکنید که زنی با کودکش در اینجا مدفون شده اند. چنین کردند و زن و کودکی دیدند. باز گفت فلانجا را بکنید و خلاصه بعد از چند دقیقه آلمانها گفتند : خوب شما که اینو داشتین چرا به ما گفتین سگ بیاریم؟

-ترکه باباش میمیره تو هفتش میبینه خیلی جمعیت میاد. چهلمش بلیط میفروشه

-ترکه داشته شیر می خورده یهو له میشه.... چرا؟
گاوه خسته میشه.. میشینه

 


 
پنجشنبه 9 فروردین ماه سال 1386
جوک وپیام کو تاه(1)

- ترکه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع می‌کنه دویدن طرف تماشاچیا. ترکه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: ‌بابا خجالت بکش! این فیلمه. ترکه میگه: زن! من و تو می‌دونیم فیلمه، گاوه که نمی‌دونه!

- ترکه می‌خواسته گردو بشکنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!

- ترکه میره آمریکا پیش رفیقش. از قضا همون موقع کنسرت ابی بوده، رفیقش میگه پاشو بریم یک حالی بکنیم. جلو در سالن، یک بابایی واستاده‌ بوده سی‌دی‌ می‌فروخته، ‌هی داد می‌‌زده: ‌سی‌دی ابی، سی‌دی‌ ابی. ترکه یک نگاهی به یارو می‌کنه، به رفیقش میگه: ببین توروخدا مردم چه خنگن! این یارو این همه سال تو آمریکا بوده،‌ هنوز اِی بی سی دی رو یاد نگرفته!

- ترکه میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!

- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، دیگه هروقت هرجا یک خراب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یکم این بچه‌های مارو نصیحت کنید،‌ پدر مارو درآوردن. کشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه: پسرم، ‌می‌دونی خدا کجاست؟ پسره جوابشو نمی‌ده، همین جور در و دیوار ر و نگاه می‌کنه. باز یارو می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا کجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می‌پرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟! پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده. داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر می‌کنن ما برش داشتیم!

- ترکه هر روز زنگ یک کلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه،‌ یک روز پشت در کمین می‌کنه، تا ترکه زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره و می‌پرسه چیکار داری؟ ترکه حول میشه،‌ با تتپته میگه: ببخشید، ‌عیسی هست؟!

- ترکه میره ساندویچی، میگه: ببخشید بندری دارید؟ یارو میگه: بعله. ترکه میگه: پس قربون دستت، ‌بگذار یک حالی بکنیم!

- وسط اردبیل یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش،‌زخم و زیلی می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن. یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین! ایول! دمت گرم!‌ یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده. ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال می‌کنن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌ یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه می‌زنیم!

- ترکه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!

- ترکه مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد!

- عربه میره داروخونه میگه:‌ ولک هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: ‌نه. دوباره فردا میاد میگه: ولک هزار تا میخ داری؟! باز یارو میگه: نه برادر، ‌اینجا داروخونس، میخ فروشی که نیست! هی چند روز این اتفاق میفته، یارو با خودش میگه:‌ بگذار برم هزار تا میخ بخرم‌،‌ یه سود حسابی بکنم. فرداش دوباره عربه میاد میگه:‌ ولک هزار تا میخ داری؟! یارو میگه:‌ آره، 3 تا کارتون میخ می‌گذاره جلو عربه... عربه یک نگاه می‌کنه میگه::‌اََاَ....ه! ولک توچقدر میخ داری!

- ترکه وزیر مخابرات میشه بعد از یه هفته مخابرات ورشکسته میشه! از طرف دولت هیئتِ تحقیق تشکیل‌میدن، می‌بینن برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشی‌های ‌تلفنای همگانی رو بیسیم کرده!

- ترکه ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یک روز یک بابایی میاد میگه: ‌قربون یک ککتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. ترکه میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!

- به ترکه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!‌

- ترکه میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!

- ترکه دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به 220!

- از ترکه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه:‌ کاشکی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟! میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!

- اردبیل زلزله میاد،‌ ترکه زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره!

- ترکه کنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته:‌ سیزده،..سیزده،..سیزده.. یکی از اونجا رد میشده، می‌پرسه: ببخشید قربان، می‌تونم بپرسم دارید چیکار می‌کنید؟ ترکه یقه یارو رو میگیره، پرتش می‌کنه تو چاه، میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

- به ترکه میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه:‌ کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!

- ترکه از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، ترکه میگه:‌ باید خیلی برم؟!

- آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp! ترکه از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی!

- تمساحه میره گدایی،‌ میگه:‌به من بدبختِ مارمولک کمک کنید!

- ترکه سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ‌ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

- ترکه چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بکن. ترکه میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، ترکه یکم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!

- ترکه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن کم میاره!

- به ترکه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!

- به لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!

- از ترکه می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم... اونم نه!

- یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش می‌پرسه: جریان ‌این ماهیه چیه؟ میگه: ‌دارم برای شام می‌برمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!

- به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟! میگه:‌ والله من اولش که ترک نبودم، ‌تو بیمارستان با یه بچه ترک عوض شدم!

- ترکه تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه،‌ پیاده که میشه شماره اتوبوس رو بر میداره!

- ترکه میاد تهران،‌ یه دختر خوشگل میبینه،‌ بهش میگه:‌ خانم این دوست دختر که میگن شمایین؟!

- ترکه یه سکه اززیر خاک پیدا میکنه، روش نوشته بوده تاریخِ ضرب: 200 سال قبل از میلاد!

- قزوینیه میره خونه یک میلیونره، ‌دویست میلیون نقد می‌دزده. بعد زنگ میزنه خونه یارو میگه: بچه رو بیارین پولارو ببرین!

- یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق می‌کردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه می‌ترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو می‌بندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمی‌کنند دست بزنند. بعد جمجمه یک ترکه رو باز می‌کنند، می‌بینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون می‌گن: خوب ما اینو قطع می‌کنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش می‌کنیم! خلاصه سیمه رو قطع می‌کنند، یهو گوشای ترکه میافته!

- ترکه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. ترکه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!

- ترکه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ ترکه کلی فکر میکنه، بعد میگه:‌ تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!

- ترکه میره حرم امام رضا، میگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو که ضامن آهو شدی، ضامن من یابو هم بشو!

- ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت می‌کنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده می‌کنند


 
پنجشنبه 9 فروردین ماه سال 1386
وبلاگ

http://arezoo69.mihanblog.com

http://arezoo69.blogfa.com

http://tondar.ir5.org

اینم باقیه وبلاگام سر بزنید.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 1596


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
.

http://www.iransohrab.net


www.badboys05.tk